درباره

وقتی یکم جوون تر بودم شروع شد…
وقتی زندگی اونطوری که دوست نداری پیش میره دو راه داری، یا بیخیالش شی یا تغییرش بدی.

من اولی رو انتخاب کردم ولی نمی‌دونستم چقدر زندگیم بدتر میشه.
فکر خودکشی؟ اره..درسته!

بعدش یکی از درونم بعنوان دوست اومد و گفت یا مثل یه مرد خودکشی کن یا وضعیتتو تغییر بده!
راست می‌گفت، من نمی‌تونستم خودکشی کنم..جراتشو نداشتم. بهش گفتم “بیا بقیش با تو!”
2 3 سالی طول کشید تا بشم همونی که بودم.
.
.
.
.
حالا با هم دوستیم.